على محمدى خراسانى

503

شرح منطق مظفر (فارسى)

ولى مراد از اشتراك اسمى در صناعت مغالطه به معناى آنست كه يك لفظ براى دلالت بر بيش از يك معنى صلاحيّت داشته باشد ، چه اين دلالت به بركت وضع باشد يا به قرينه بالمطابقه باشد يا بالالتزام و . . . و چه اين اشتراك اسمى به‌سبب اشتراك لفظى به معناى مذكور - باشد كه قسمتى از اشتراك اسمى و اخصّ از اشتراك اسمى است و چه منشأ اين اشتراك « نقل » ، باشد - قبلا معنايى داشته و فعلا از آن معنا منقول شده . و يا سرچشمهء آن « مجازيّت » باشد و لفظ داراى دو يا چند معناى مجازى است كه در هركدام هم استعمال مىشود ( مثل لاء نفى جنس نسبت به نفى صحت و فايده و نفى لزوم و يا سرچشمهء آن « تشبيه » باشد و از باب تشبيه ، لفظى را در معنايى به كار برده ، مثلا به حبيب اطلاق قمر يا شمس كرده . و يا منشأ آن « تشابه » باشد يعنى لفظ اطلاق بر يك سلسله امورى مىشود كه در صورت ، متشابه ، ولى در حقيقت ، متفاوت هستند . مثل كلمه حيوان نسبت به انسان و ساير حيوانات ديگر ، و يا منشأ آن « اطلاق و تقييد » باشد مثل كلمهء رقبه كه گاهى مطلق استعمال مىشود و گاهى مقيد به قيد ايمان و امثال آن و مانند عام و خاص يا مانند تشكيك كه كلمه نور به طور متفاوت بر مراتب مختلف آن صدق مىكند . بيشترين اشتباهات و مغالطات از قديم الايّام ( مثلا 2500 سال پيش ، از زمان افلاطون و ارسطو و يا حتّى قبل از آنها ) به‌همين ناحيهء « اشتراك اسمى » برمىگردد . « 1 » به خاطر اهميت اين قسم از مغالطه ، بر بحث‌كنندگان ، علما ، دانشمندان و اهل جدل لازم‌ترين امر اين است كه ابتدا مراد خود را از فلان لفظ و عنوان كه محل نزاع است توضيح داده و تعريف روشنى از آن عرضه كنند ؛ چرا كه هر لفظى ، معناى خاص خود را دارد . چه‌بسا با اختلاف عصرها ، زمان‌ها ، مكان‌ها ، علوم و فنون مختلف و بلكه به اختلاف اشخاص فرق داشته باشد و هركدام معنايى را اراده كنند كه اگر به درستى

--> ( 1 ) . خواجهء طوسى در اساس الاقتباس بيان مىكند كه حكيم بزرگ ، افلاطون در خصوص صناعت مغالطه كتابى نوشته و باقى مباحث منطقى را نياورده و تازه در آن كتاب هم خصوص مغالطات لفظيه را كه مهم‌ترين هستند آورده و باقى اقسام مغالطه را ناديده گرفته است . ص 518 .